حاج محمد تقى جورابچى

25

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )

نظر تاريخ فكرى و فرهنگى كشور بسيار مهم بودند . از طريق اين مسيرها ايران از راه تبريز به استانبول ( مسير طرابوزان كه در دهه 1830 م باز شد ) به امپراطورى عثمانى متصل مىشد ؛ از طريق رشت و انزلى به باكو و ماوراء آن به قفقاز و روسيه وصل مىشد ؛ و از طريق مسير بوشهر به بمبئى و هند . علاوه بر اين‌ها راه‌هاى زيارتى عتبات و مكه هم بودند كه اهميت تجارى خاصى داشتند . وانگهى پس از گشايش كانال سوئز در 1869 م ، ارسال محموله تجارى از اروپا و منطقه مديترانه به شمال ايران بعضا از طريق كانال سوئز و مسير بوشهر صورت مىگرفت كه نسبت به حمل كالا از مسير تبريز - طرابوزان ارزان‌تر تمام مىشد ، و اين امر تأثيرى منفى بر محور تجارى تبريز - استانبول گذاشت « 1 » . در ايام انقلاب مشروطه و حتى پس از اشغال قسمت‌هايى از شمال ايران توسط قواى روس ، همواره كوشش اصلى حاج محمد تقى بر اين بود تا با استفاده از فرصت در داخل يا خارج از ايران « دادوستد » بكند . او براى اين منظور بر شبكه نسبتا گسترده‌اى از تجار در نواحى گوناگون متكى بود ؛ هدف مشترك همه آنان گردش كالا و سرمايه و نهايتا احراز سود بود . هيچ نشانه‌اى وجود ندارد كه نشان دهد منبع خاصى براى حمايت يا سرپرستى وجود داشته كه حاج محمد تقى براى پشتيبانى گرفتن در زمان‌هاى بحرانى مىتوانسته به آن تكيه كند . در مقابل ، در خاطرات به‌طور ضمنى شاهد اين هستيم كه حاج محمد تقى براى اين‌كه تحت حمايت اعضاى خانواده يا كس ديگرى نبوده احساس افتخار مىكند . در عوض ، در خاطرات اشاره‌هايى هست به مواقعى كه او سايه حمايت خود را بر سر اعضاى جوان‌تر خانواده گسترده يا براى آغاز تجارت سرمايه اوليه‌اى در اختيار آن‌ها قرار داده است ، تجربه‌اى كه موفقيت يا شكست در آن تا حد زيادى بسته به پشتكار و ذكاوت كسى داشت كه مورد مساعدت قرار مىگرفت . يك جا در خاطرات شكست تجارى يكى از بستگان در بازار به گرايش

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به :